اشک فرات

خرید بک لینک
اینجا اول داستان من است:صدایت را می شنوماز پشت بلندترین روز تنهاییدلباخته ات می شوم و می دومدر کوچه های بی انتهای شهر پا برهنه، سر برهنه، مجنونیک شهرپشت قدمهای خونی ام قهقهه می زندمی دومتو.. اشک فرات...

ما را در سایت اشک فرات دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: چهارشنبه 10 دی 1399 ساعت: 1:36

هوا سرد بودخیابان مه آلودو زمین زیر پای تو گرم و سرخسیاست بازها قصه می گفتنداوباش، لطیفهمنتکلیف تازه ای داشتم باید این نامعادله را حل میکردمرد خون را گرفتمرد جا پاها را...(اوه خدای مناز حیا اشک فرات...

ما را در سایت اشک فرات دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 125 تاريخ: چهارشنبه 10 دی 1399 ساعت: 1:36

دوباره آمدم؛ دوباره نبودی؛ مثل همه ی روزهای قبل، مثل همه ی سالهای قبل...کوله ام سنگین بودبسته ها را روی تاقچه رها کردم؛ (دردهایم را)نامه های بی سر و ته را کنار آینه گذاشتم؛ (غصه هایم را)عکس های ش اشک فرات...

ما را در سایت اشک فرات دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: چهارشنبه 10 دی 1399 ساعت: 1:36

صفحه بندی